— (239)

دانشکده ی اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی
پایان‌نامه کارشناسی ارشد در رشته‌‌ی جامعه شناسی
بررسي رابطه شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان – مطالعه موردي زنان شهر شیراز
توسط
مریم کریمی
استاد راهنما:
دکتر خواجه نوری

مهر ماه 1392

به نام خدا
اظهارنامه
اینجانب مریم کریمی (902139) دانشجوی رشتهی جامعه شناسی دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اجتماعی، اظهار میکنم که این پایان نامه حاصل پژوهش خودم بوده و در جاهایی که از منابع دیگران استفاده کرده ام نشانی دقیق و مشخصات کامل آن را نوشتهام. هم چنین اظهار میکنم که تحقیق و موضوع پایان نامه ام تکراری نیست و تعهد مینمایم که بدون مجوز دانشگاه دستاوردهای آن را منتشر ننموده و در اختیار غیر قرار ندهم. کلیه حقوق این اثر مطابق آیین نامه مالکیت فردی و معنوی متعلق به دانشگاه شیراز است.
نام و نام خانوادگی: مریم کریمی
تاریخ و امضا: 10/7/92
به نام خدا
بررسي رابطه شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان:
مطالعه موردي زنان شهر شیراز
به کوشش
مریم کریمی
پایان نامه
ارائه شده به تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز به عنوان بخشی
از فعالیت های تحصیلی لازم برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
در رشتهی
جامعه شناسی
از دانشگاه شیراز
شیراز
جمهوری اسلامی ایران
ارزیابی کمیتهی پایان نامه، با درجهی: عالی
دکتر بیژن خواجه نوری، استادیار بخش جامعه شناسی (رئیس کمیته)…………………………………………….
دکتر اسفندیار غفاری نسب، استادیار بخش جامعه شناسی (استاد مشاور)………………………………………..
دکتر سید سعید زاهد زاهدانی، دانشیار بخش جامعه شناسی (استاد داور)………………………………………..
مهر ماه 1392
تقدیم به مهربان فرشتگانی که:
لحظات ناب باور بودن، لذت و غرور دانستن، جسارت خواستن، عظمت رسیدن و تجربه های یکتا و زیبای زندگیم، مدیون حضور سبز آنهاست
تقدیم به خانواده عزیزم و همسر مهربان و دلسوزم
سپاسگزاری
شکر شایان نثار ایزد منان که توفیق را رفیق راهم ساخت تا این پایان نامه را به انجام برسانم.
بر خود لازم میدانم مراتب سپاس خود را خدمت تمام عزیزانی که در این راه، یاری‌گر من بوده‌اند، ادا نمایم. از جناب آقای دکتر خواجه نوری استاد راهنمای دلسوزم به دلیل حمایت‌های همه جانبه در تکمیل این پژوهش کمال تشکر را دارم. از استاد مشاورم آقای دکتر غفاری نسب که همیشه از راهنمایی های ارزشمندشان بهره‌مند شده‌ام کمال سپاس و قدردانی را دارم. از همسر عزیزم که از کمک های خود در این پژوهش دریغ نکردند، بی نهایت سپاسگزارم. هم‌چنین از همه دوستانم به خصوص خانم ناهید کریمی که با مهربانی و کمک های بی دریغشان یاری‌گر من در انجام این پژوهش بودند خالصانه تشکر و سپاسگزاری می نمایم.
واپسین و نه کم‌اهمیت ترین سپاس خود را نثار محضر ارزشمند خانواده عزیزم میدارم که عمری در سایهی سخاوت و مهربانی شان زیسته ام.

چکیده
بررسی رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان
(مطالعه موردی: زنان شهر شیراز)
به کوشش
مریم کریمی
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان شهر شیراز می‌باشد. توانمندی زنان با مؤلفه‌های دسترسی و کنترل بر منابع، مشارکت در تصمیم گیری، آگاهی جنسیتی، تحرک و امنیت مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهای مستقلی که در این پژوهش مورد بررسی قرا گرفتند نیز عبارتند از: وضعیت تأهل، درآمد پاسخگو، درآمد خانواده، طبقه‌ی اجتماعی، تحصیلات پاسخگو، تحصیلات همسر، سرپرست خانوار، وضعیت شغلی، نوع شغل، سن، شکاف فناوری، شکاف سواد اطلاعاتی و شکاف دسترسی به اطلاعات. برای انجام این پژوهش، نمونه‌ای به حجم 600 نفر با روش نمونه‌گیری لین و با شیوه‌ی نمونه‌گیری تصادفی چند مرحله‌ای انتخاب شد. اطلاعات مورد نیاز با تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه، از بین زنان 15-54 ساله‌ی شهر شیراز جمع‌آوری گردید. نتایج پژوهش نشان داد که متغیرهای درآمد پاسخگو و خانواده، طبقه اجتماعی، تحصیلات پاسخگو و همسر، سرپرست خانوار، وضعیت شغلی، نوع شغل، سن، شکاف فناوری، شکاف سواد اطلاعاتی و دسترسی به اطلاعات با توانمندی زنان دارای رابطه‌ی معناداری هستند. در حالی که متغیر وضعیت تأهل رابطه‌ی معناداری با توانمندی زنان ندارد. نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره نشان داد که به ترتیب هفت متغیر (شکاف سواد اطلاعاتی، سن، تحصیلات زیر دیپلم همسر، شکاف دسترسی به اطلاعات، درآمد پاسخگو، درآم زیر 400 هزار تومان همسر، طبقه پایین شغلی) حدود 33 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نموده‌اند.
کلمات کلیدی: زنان، شکاف دیجیتالی، توانمندی، شیراز.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
فصل اول: کلیات TOC \o “1-3” \h \z \u
1-1-مقدمه PAGEREF _Toc372535045 \h 21-2-بیان مسئله PAGEREF _Toc372535046 \h 51-3-اهمیت و ضرورت تحقیق PAGEREF _Toc372535047 \h 91-4-اهداف تحقیق PAGEREF _Toc372535048 \h 131-4-1-‌هدف اصلی PAGEREF _Toc372535050 \h 131-4-2- اهداف فرعی PAGEREF _Toc372535051 \h 131-4-3- تعاریف شکاف دیجیتالی، توانمندی زنان و فناوری اطلاعات و ارتباطات PAGEREF _Toc372535052 \h 14فصل دوم: ادبیات تحقیق2-1-مقدمه PAGEREF _Toc372535056 \h 182-2-تحقیقات داخلی PAGEREF _Toc372535057 \h 18عنوان صفحه
2-3-تحقیقات خارجی PAGEREF _Toc372535058 \h 23فصل سوم: مبانی نظری پژوهش3-1-مقدمه PAGEREF _Toc372535061 \h 323-2-نظریات مربوط به شکاف دیجیتالی PAGEREF _Toc372535062 \h 323-2-1-نظریه‌ی جبرگرایی تکنولوژیک PAGEREF _Toc372535063 \h 323-2-2-نظریه‌ی اشاعه PAGEREF _Toc372535064 \h 353-2-3-نظریه‌ی شکاف آگاهی PAGEREF _Toc372535065 \h 383-2-5-ابعاد شکاف دیجیتالی برتو PAGEREF _Toc372535066 \h 423-3-نظریات مربوط به توانمندسازی زنان PAGEREF _Toc372535067 \h 433-3-1-نظریه توانمندسازی PAGEREF _Toc372535068 \h 433-3-2-نظریه فمینیسم لیبرال PAGEREF _Toc372535069 \h 443-3-3-نظریه توانمندی لانگه PAGEREF _Toc372535070 \h 463-3-4-نظریه سایبر فمینیسم PAGEREF _Toc372535071 \h 483-4-چارچوب نظری PAGEREF _Toc372535072 \h 50فصل چهارم: روش شناسی تحقیق4-2- روش تحقیق PAGEREF _Toc372535075 \h 584-3- تکنیک جمع آوری اطلاعات PAGEREF _Toc372535076 \h 584-4- ابزار جمع آوري اطلاعات PAGEREF _Toc372535077 \h 59عنوان صفحه
4-5- جامعه آماری و حجم نمونه PAGEREF _Toc372535078 \h 604-6- تعریف متغیرها PAGEREF _Toc372535079 \h 614-6-1- تعاريف عملياتي و نظری متغیرها PAGEREF _Toc372535080 \h 614-6-1-1- تعریف نظری و عملی متغیرهای مستقل PAGEREF _Toc372535081 \h 614-6-1-2- تعریف عملی و نظری متغیر وابسته PAGEREF _Toc372535082 \h 634-7- روايي و پايايي ابزارهاي اندازه گيري PAGEREF _Toc372535083 \h 644-3- آلفای کرونباخ مقیاس ها PAGEREF _Toc372535084 \h 654-7-فنون تحلیل داده ها PAGEREF _Toc372535085 \h 65فصل پنجم: یافته‌های تحقیق5-2- آمار توصیفی PAGEREF _Toc372535088 \h 685-2-1- وضعیت سنی پاسخگویان PAGEREF _Toc372535089 \h 685-2-2- وضعیت تأهل پاسخگویان PAGEREF _Toc372535091 \h 695-2-3- وضعیت درآمد پاسخگو PAGEREF _Toc372535093 \h 695-2-4- وضعیت درآمد خانواده PAGEREF _Toc372535095 \h 705-2-5- وضعیت طبقه اجتماعی پاسخگو PAGEREF _Toc372535097 \h 705-2-6-وضعیت تحصیلی پاسخگو PAGEREF _Toc372535099 \h 715-2-7-وضعیت تحصیلی همسر پاسخگو PAGEREF _Toc372535101 \h 715-2-8-وضعیت سرپرست خانوار PAGEREF _Toc372535103 \h 725-2-9-وضعیت شغلی پاسخگو PAGEREF _Toc372535105 \h 73عنوان صفحه
5-2-10-وضعیت نوع شغل پاسخگو PAGEREF _Toc372535107 \h 735-2-11- توزیع فراوانی شکاف دسترسی به گویه فناوری PAGEREF _Toc372535109 \h 745-2-12-بررسی پاسخ‌های داده شده به متغیر‌های گویه‌ی شکاف سواد اطلاعاتی PAGEREF _Toc372535111 \h 755-2-12-1-آشنایی با اینترنت در فضای مجازی PAGEREF _Toc372535112 \h 755-2-12-2- استفاده از اینترنت در طول یک ماه PAGEREF _Toc372535114 \h 765-2-13- بررسی فراوانی گویه شکاف دسترسی به اطلاعات PAGEREF _Toc372535116 \h 785-2-14-بررسی فراوانی گویه مشارکت در تصمیم گیری PAGEREF _Toc372535118 \h 795-2-15- بررسی فراوانی گویه دسترسی و کنترل بر منابع دیگر PAGEREF _Toc372535120 \h 805-2-15-1-کنترل بر درآمد خود و همسر PAGEREF _Toc372535121 \h 805-2-15-2-ارتباط با گروه‌های اجتماعی PAGEREF _Toc372535123 \h 815-2-15-3- بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز از منابع اجتماعی PAGEREF _Toc372535125 \h 825-2-16-بررسی فراوانی گویه تحرک PAGEREF _Toc372535127 \h 835-2-17-بررسی فراوانی گویه امنیت PAGEREF _Toc372535129 \h 845-2-18-بررسی فراوانی گویه آگاهی جنسیتی PAGEREF _Toc372535131 \h 855-2-18-1-موافقت با برابری دختران و پسران PAGEREF _Toc372535132 \h 855-2-18-2- موافقت مردان با اشتغال، مشارکت، تحصیلات و حقوق زنان و وظایف مردان نسبت به همسر PAGEREF _Toc372535134 \h 865-3-آمار استنباطی PAGEREF _Toc372535136 \h 885-3-1-آزمون فرضیه شماره یک: بین تأهل و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535137 \h 885-3-2-فرضیه شماره دو: بین درآمد پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535139 \h 88عنوان صفحه
5-3-3-فرضیه شماره سه: بین میزان درآمد خانواده و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535141 \h 895-3-4-فرضیه شماره چهار: بین طبقه اجتماعی و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535143 \h 895-3-5-فرضیه شماره پنج: بین تحصیلات پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535145 \h 905-3-6-فرضیه شماره شش: بین تحصیلات همسر و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535147 \h 915-3-7-فرضیه شماره هفت: بین اینکه چه کسی سرپرست خانوار باشد و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535149 \h 915-3-8-فرضیه شماره هشت: بین وضعیت شغلی پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535151 \h 925-3-9- فرضیه شماره نه: بین نوع شغل پاسخگو و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535153 \h 935-3-10-فرضیه شماره ده: بین سن و توانمندی زنان رابطه ی وجود دارد. PAGEREF _Toc372535155 \h 935-3-11-فرضیه شماره یازده: بین شکاف فناوری و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535157 \h 945-3-12- فرضیه شماره دوازده: بین شکاف سواد اطلاعاتی و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535159 \h 955-3-13-فرضیه شماره سیزده: بین شکاف دسترسی به اطلاعات و توانمندی زنان رابطه وجود دارد. PAGEREF _Toc372535161 \h 955-3-14- بررسی سازگاری درونی محورهای توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535163 \h 965-3-15- بررسی آزمون رگرسیون خطی چند متغیره برای تبیین متغیر توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535165 \h 98فصل ششم: بحث و نتیجه گیری6-1-مقدمه PAGEREF _Toc372535169 \h 101عنوان صفحه
6-2-بحث و نتیجه گیری PAGEREF _Toc372535170 \h 1026-3-محدودیت‌های پژوهش PAGEREF _Toc372535171 \h 106منابع فارسی PAGEREF _Toc372535172 \h 108منابع لاتین PAGEREF _Toc372535173 \h 114پیوست 1- پرسشنامه ی استفاده شده در تحقیق PAGEREF _Toc372535174 \h 118
فهرست جداول
عنوان صفحه
جدول شماره 5-1- توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب گروه سنی PAGEREF _Toc372535090 \h 68جدول شماره 5-2- توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب وضعیت تاهل PAGEREF _Toc372535092 \h 69
جدول شماره 5-3- توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب وضعیت درآمد پاسخگو PAGEREF _Toc372535094 \h 69جدول شماره 5-4-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب وضعیت درآمد خانواده (والدین یا همسر) PAGEREF _Toc372535096 \h 70جدول شماره5-5-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب طبقه اجتماعی PAGEREF _Toc372535098 \h 71جدول شماره 5-6-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب میزان تحصیلات پاسخگو PAGEREF _Toc372535100 \h 71جدول شماره5-7-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب میزان تحصیلات همسر PAGEREF _Toc372535102 \h 72جدول شماره5-8-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب اینکه چه کسی سرپرست خانوار است PAGEREF _Toc372535104 \h 72جدول شماره 5-9 – توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب وضعیت شغلی PAGEREF _Toc372535106 \h 73جدول شماره 5-10-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب نوع شغل PAGEREF _Toc372535108 \h 74جدول شماره 5-11-توزيع فراواني ، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب گویهی شکاف دسترسی به فناوری PAGEREF _Toc372535110 \h 74جدول شماره5-12- توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگویان بر حسب متغیر آشنایی با اینترنت در فضای مجازی PAGEREF _Toc372535113 \h 76جدول شماره 5-13-توزيع فراواني و درصد پاسخگويان بر حسب متغیر متوسط استفاده از اینترنت در طول یک ماه PAGEREF _Toc372535115 \h 77جدول شماره 5-14- توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب گویه‌ی شکاف دسترسی به اطلاعات PAGEREF _Toc372535117 \h 78جدول شماره 5-15- توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب گویه ی مشارکت در تصمیم گیری PAGEREF _Toc372535119 \h 80جدول شماره 5-16- توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب متغیر کنترل بر درآمد خود و همسر PAGEREF _Toc372535122 \h 81جدول شماره 5-17-توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب متغیر ارتباط با گروه های اجتماعی PAGEREF _Toc372535124 \h 82جدول شماره5-18-توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب متغیر بدست آوردن اطلاعات مورد نیاز از منابع اجتماعی PAGEREF _Toc372535126 \h 83جدول شماره5-19- توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب گویه ی تحرک PAGEREF _Toc372535128 \h 84جدول شماره 5-20-توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب گویه ی امنیت PAGEREF _Toc372535130 \h 85جدول شماره5-21-توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب متغیر میزان موافقت با برابری دختران و پسران PAGEREF _Toc372535133 \h 86جدول شماره 5-22-توزيع فراواني، درصد، میانگین و انحراف معیار پاسخگويان بر حسب متغیر میزان موافقت مردان با اشتغال، مشارکت، تحصیلات و حقوق زنان و وظایف مردان نسبت به همسر PAGEREF _Toc372535135 \h 87جدول شماره 5-23- آزمون تفاوت توانمندی زنان بر حسب وضعیت تأهل پاسخگویان PAGEREF _Toc372535138 \h 88جدول شماره5-24-آزمون تفاوت توانمندی زنان بر حسب درآمد پاسخگویان PAGEREF _Toc372535140 \h 89جدول شماره5-25- آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب میزان درآمد خانواده (والدین یا همسر) PAGEREF _Toc372535142 \h 89جدول شماره 5-26- آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب طبقه اجتماعی PAGEREF _Toc372535144 \h 90جدول شماره5-27-آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب میزان تحصیلات پاسخگو PAGEREF _Toc372535146 \h 90جدول شماره5-28- آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب میزان تحصیلات همسر PAGEREF _Toc372535148 \h 91جدول شماره5-29- آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب اینکه چه کسی سرپرست خانوار باشد سرپرست خانوار PAGEREF _Toc372535150 \h 92جدول شماره5-30- آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب وضعیت شغلی پاسخگو PAGEREF _Toc372535152 \h 92جدول شماره 5-31-آزمون تفاوت در توانمندی زنان بر حسب نوع شغل پاسخگو PAGEREF _Toc372535154 \h 93جدول شماره 5-32-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر سن و توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535156 \h 94
جدول شماره 5-33-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر شکاف فناوری و توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535158 \h 94جدول شماره 5-34-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر شکاف سواد اطلاعاتی و توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535160 \h 95جدول شماره 5-35-نتایج همبستگی پیرسون بین متغیر شکاف دسترسی به اطلاعات و توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535162 \h 96جدول شماره 5-36-سازگاری درونی محورهای توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535164 \h 98جدول شماره 5-37-آزمون رگرسیون خطی چند متغیره برای تبیین متغیر توانمندی زنان PAGEREF _Toc372535166 \h 99فهرست شکل ها
عنوان صفحه
شکل شماره 3-1-پذیرندگان نوآوری37
شکل شماره 3-2-فرضیه شکاف آگاهی40
شکل شماره 3-3-معیارهای تواناسازی لانگه48
شکل شماره 3-4-مدل مفهومی پژوهش53
شکل شماره 3-5-مدل تجربی پژوهش54
فصل اولکلیات1-1-مقدمهامروزه‌ هم‌ زمان با عصر اطلاعات، دانش و به طبع آن فناوری اطلاعات به عنوان مهم‌ترین عامل توسعه شناخته شده و سطح توسعه‌ی کشورها و جوامع با توجه به سطح دسترسی به این فناوری و میزان استفاده و بهره‌ مندی از آن مشخص می‌ شود. امروزه تأکید بر اهمیت فناوری اطلاعات بر توسعه‌ ی آن تا آنجا پیش‌ رفته که گفته می‌ شود فناوری اطلاعات و توانایی در استفاده از آن و سازگاری با آن از عوامل مهم در ایجاد ثروت، قدرت و دانش است و یکی از معیارهای توسعه و پیشرفت اقتصادی و صنعتی محسوب می‌ شود (نوری، 1385: 26). فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشتر ترکیبی از علم و تکنولوژی است. ظهور فناوری دیجیتال یکی از بارزترین پیشرفت‌ های فناوری در نیم قرن اخیر به شمار می‌ آید که نقش پیشرویی در رشد و توسعه‌ی اقتصادی در کشورهای صنعتی شده و آن هایی که به تازگی صنعتی شده اند ایفا کرده (‌ گریس‌ و کیانگ، 2004؛ داتون،1999) و در زندگی کنونی بشر نقش بسزایی داشته است.
در این جا این سؤال قابل طرح است که آیا همگی افراد جامعه به میزان برابری به این فناوری‌ها دسترسی دارند؟ پاسخ منفی است. فاصله در دسترسی به فناوری‌های نوین (تلفن، کامپیوتر، دسترسی به اینترنت) و خدمات مرتبط با آن (متیک، 2006: 29) موجب عقب ماندن عده‌ ای و تفاوت میان افراد در سطوح مختلف زندگی اعم از اقتصادی- سیاسی و اجتماعی می‌گردد که از آن به عنوان شکاف دیجیتالی یاد می‌شود. با شکل گیری مبحث جامعه‌ اطلاعاتی و رشد سریع تکنولوژی‌ها به ویژه تکنولوژی‌های جدید اطلاعات و ارتباطات در سراسر جهان بخصوص در کشورها‌ی توسعه یافته و مطرح شدن بحث شکاف دیجیتال، توجه به راهبردهایی جهت دستیابی تمام افراد بشر به این فناوری‌ها لازم به نظر می‌رسد. همانطور که ذکر شد شکاف دیجیتالی نوعی نابرابری برخاسته از تحولات در عرصه‌ی اطلاعات و فناوری ارتباطات است. پدیده‌ایست که قبل از توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات وجود نداشت و از زمان انقلاب دیجیتال پدید آمد (عطاران، ‌‌5:1389). این نابرابری در چند سطح قابل بررسی است: می توان آن را در سطح جهان، میان کشورها، مناطق گوناگون و یا در درون یک جامعه میان اقشار مختلف بررسی کرد.
در این معنا، در سطح جهان در حالی که برخی از کشورها به طور گسترده در فناوری اطلاعات و ارتباطات سرمایه گذاری کرده اند، کشورهای دیگر هنوز از تکنولوژی‌ها عقب مانده اند، در سطح فردی کسانی که به لحاظ تکنولوژیکی، جامعه شناختی یا اقتصادی وضع نامناسبی دارند از دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات چشم پوشی می‌کنند و بین خود و دیگرانی که فناوری اطلاعات و ارتباطات را انتخاب می‌کنند و آن را بخش جدایی ناپذیر زندگی روزمره خود می‌دانند، شکاف ایجاد می‌کنند. درواقع، تغییرات قابل توجهی در دسترسی به فناوری در سراسر مناطق جغرافیایی وجود دارد (دوان و فردریچ، 2005: 4-3). تجربه‌ی جهانی نشان داده است که در آغاز پیدایش فناوری‌های دیجیتال، شکاف میان گروههای مذکور بسیار زیاد بود، ولی در کشورهای پیشرفته این شکاف دست کم در بعد دسترسی رو به کاهش است (عطاران، 5:1389). بنابراین شکاف دیجیتالی یک پدیده‌ی اجتماعی چند بعدی است که باعث نابرابری در سطح جهانی، ملی، و فردی می‌شود. بر این اساس نبود امکان دسترسی به امکانات دیجیتالی برای تعداد قابل توجه از جمعیت دنیا و عدم استفاده‌ی مناسب از مزایای آن، موجب پیدایش شکاف دیجیتالی در کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، یا بین افراد جامعه با تحصیلات، درآمد، پایگاه اقتصادی- اجتماعی، شغل، و استانداردهای مختلف زندگی و حتی بین زنان و مردان یک جامعه می‌شود (باستانی و میزبان، 1386: 46).
وعده‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات کمک به کاهش فقر می‌باشد که وابسته به قدرتی است که فناوری اطلاعات و ارتباطات برای دسترسی مردان و زنان مستمند به اطلاعات و ارتباطات پیشرفته دارد (دانکامب و هیکز، 2005: 5). با این حال برخی معتقدند که این فناوری‌ها می‌توانند به نابرابری های موجود مبتنی بر جنسیت در زمینه‌ی فرصت ها و منابع تداوم بخشیده و اشکال جدیدی از نابرابری میان زنان و مردان را به وجود آورند (احمدنیا، 1384: 605) که از آن به عنوان شکاف دیجیتالی جنسیتی یاد می‌شود. درمتن شکاف دیجیتالی، شکاف جنسیتی به طور فزاینده ای مورد توجه است، به این معنی که اگر دسترسی و استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات پیوند مستقیمی با توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی دارد، پس باید این اطمینان حاصل شود که زنان در کشورهای در حال توسعه اهمیت فناوری‌های مذکور را درک کرده و آن را مورد استفاده قرار می‌دهند (صراف، 1385: 43).
جنبش جهانی زنان یکی از نمونه های جنبش‌های اجتماعی است که اثرات تعیین کننده و دامنه داری هم در جامعه و هم در دیدگاه های نظری جامعه شناختی داشته است، به گونه‌ای که نمود آن را می‌توان در تغییرات گسترده و اساسی دیدگاه‌ها، تعریف مجدد منابع و بازسازی روابط اجتماعی مشاهده کرد (لرستانی، 1382: 24). امیدهایی وجود دارد که جنبش جهانی زنان بتواند تا حد زیادی از پتانسیل و وعده‌های انقلابی ارتباط الکترونیکی، هم‌چنان که تمام دنیا از آن بهره‌مند می‌شوند، سود ببرند. همان طور که گیتلردر سال 1991 خاطر نشان کرده است، در سراسر دنیا زنان امروزه فن‌آوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی را در جهت اهداف جنبش زنان به کار می‌گیرند. ارتباطات الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمایت برای ایشان را به روش هایی که قبلاً امکان پذیر نبود، تسهیل می‌کند. از این رو‌ ارتباط الکترونیکی، شبکه سازی زنان و اقدامات جلب حمایت برای ایشان فراهم می‌گردد. گاه عنوان می‌شود که فن‌آوری‌های اطلاعات و ارتباطات می‌تواند آنچنان که در اعلامیه‌ی پکن و برنامه‌ی اقدام آن همانند سایر اسناد ملل متحد تشخیص داده شده است به عنوان ابزاری برای بهبود و شرایط برابری جنسیتی و افزایش توانمندی‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زنان به خدمت گرفته شود (احمدنیا، 1384: 604-605). در این جاست که مفهوم توانمندی زنان مطرح می‌شود.
1-2-بیان مسئلهفناوری اطلاعات‌ و ارتباطات از یک سو، قابلیت ارتقای ترویج ارتباط جهانی، رفاه اقتصادی، توسعه‌ی اجتماعی، حکمرانی مناسب و دموکرات و در نتیجه ایجاد یک محیط مناسب برای کاهش فقر را‌ دارد (‌گریس‌ و کیانگ، 2004و داتون،1999)، شواهد تاریخی نقش فراگیر فناوری که منجر به نوسازی سریع شده است را نشان می‌دهد، مانند توسعه‌ی صنعت چاپ و راه آهن‌. علاوه بر این کاستلز (1995)، بر اهمیت ایجاد جامعه‌ی شبکه‌ای تأکید می‌کند و از این موضوع به شدت دفاع می‌کند که توسعه بدون فناوری اطلاعات و ارتباطات درحال حاضر غیرقابل تصور است، چرا که وجود فناوری اطلاعات و ارتباطات برای ارتقای بهره‌وری و بسیج منابع، ایجاد ظرفیت مدیریتی و توسعه‌ی نظام‌های سیاسی که لزوم دستیابی به اهداف توسعه می‌باشد، اساسی است‌ (دانکامب، 2005: 8). اما‌ از سوی دیگر، نگرانی‌ های قابل توجهی در مورد اثر بخشی فناوری اطلاعات و ارتباطات به ویژه برای دستیابی به توزیع بهینه و عادلانه‌ی منابع مطرح شده است. علی رغم این بحث فناوری اطلاعات و ارتباطات برای کشورهای توسعه یافته توسط بسیاری از آژانس ها تأیید شده و به صورت برنامه‌های توسعه‌ای به کار رفته است؛ در واقع کمبود نفوذ و اشاعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات (با توجه به مفهوم شکاف دیجیتالی) به خودی خود به عنوان یک مشکل در نظر گرفته می‌شود. از این رو بسیاری از شرکت های تجاری (مایکروسافت، اچ پی، سیستم های سیسکو) فناوری اطلاعات و ارتباطات را جهت پروژه‌های توسعه‌ای خود همراه با سیاست مداران ملی و محلی و سازمان‌های غیر دولتی به کار برده اند (دانکامب، 2005: 8).
نتیجه‌ی پیشرفت‌های ایجاد شده در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات موجب ایجاد فاصله بین کشورها یا بخش‌های مختلف یک جامعه می‌شود. استفاده از اینترنت یک شاخص استاندارد برای بررسی زیرساخت‌ها و میزان استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات است (سعیدی، 1385: 29). آمارهای ارائه شده بر اساس توسعه یافتگی حاکی از آن است که در سال 2013، بیش از 7/2 میلیارد نفر در حال استفاده از اینترنت هستند که مطابق با 39% از جمعیت جهان است. در جهان درحال توسعه، 31% از جمعیت در مقایسه با 77% کشورهای توسعه یافته، آن‌لاین هستند. هم چنین آمارهای موجود بر اساس مناطق بیان می‌کنند که اروپا منطقه ای با بالاترین نرخ نفوذ اینترنت در جهان (75%) می‌باشد که پس از آن آمریکا (61%) قرار دارد. در آفریقا، 16% مردم از اینترنت استفاده می‌کنند که این مقدار نصف مقدار نفوذ اینترنت در آسیا و اقیانوسیه (32%) است‌ (سایت اتحادیه‌ی بین‌المللی مخابرات،2013). همانطور که از آمارها بر می آید، در کشورهای در حال توسعه به استثنای حریم سکونتی افراد ثروتمند، دسترسی منازل به رایانه و اینترنت یک پدیده‌ی قابل توجه نیست (سعیدی، 1385: 39). در این کشورها به علت فقدان زیرساخت‌های ملی مخابرات و فقدان رونق اقتصادی، توسعه‌ی اینترنت بسیار گران‌تر و پر هزینه‌تر از کشورهای توسعه یافته است. همچنین با مشکلات اساسی‌تر همچون تغذیه، ارتباطات جاده ای، اشتغال، برق، جنگ و نظام‌های سیاسی بی‌ثبات نیز مواجه هستند، بودجه برای هزینه‌ی سنگین تجهیزات کامپیوتری وجود ندارد و این گونه امکانات به لحاظ اقتصادی صرفاً در اختیار طبقات بالا و مستقل قرار می گیرد(همان،‌ 45). در کشورهای درحال توسعه، از جمله کشور ما ایران، به خاطر آنکه لایه‌ی فیزیکی را مخابرات در اختیار دارد، این فناوری در انحصار مراکز دولتی است و دولت متصدی خطوط ارتباطی داده ها نیز هست. از این رو عدم امکان رقابت ناشی از این جنبه، سبب افت شدید کیفیت خدمات اینترنتی می‌شود. زیرا مهم‌ترین دل مشغولی دولت، انطباق یا عدم تطابق محتوای ارائه شده توسط اینترنت با ارزش‌های اخلاقی، دینی و فرهنگی کشور است (سعیدی، 1385: 45). در ایران، درصد مشترکین تلفن ثابت 38%، مشترکین تلفن همراه 9/76%، خانوارهای دارای کامپیوتر 8/41%، خانوارهای با دسترسی به اینترنت 5/26%، استفاده ی فردی از اینترنت 26% می‌باشند (سایت اتحادیه‌ی بین‌المللی مخابرات،2013)‌.
بنابراین این فناوری به شمشیر دو لبه‌ای تعبیر می‌شود که از یک سو موجب پیشرفت دانش جامعه و از سوی دیگر باعث هرچه عمیق‌تر شدن شکاف جنسیتی و اجتماعی می‌شود (تاندون ‌و‌ همکاران، 2009: 1).
در بحث شکاف دیجیتالی موضوع چگونگی و میزان دسترسی و استفاده‌ی زنان کشورهای غنی و فقیر مطرح است. فقدان همبستگی بین میزان استفاده ی زنان از اینترنت و شاخص های مورد نظر، این فرضیه را تقویت می‌کند که تقریباً در همه‌ی کشورهای در حال توسعه، زنان استفاده کننده از اینترنت به طور کلی نماینده‌ی زنان آن کشورها نیستند؛ بلکه آن‌ها گروه یا بخش کوچکی از زنان برگزیده یا تحصیلکرده‌ی شهری می‌باشند (سعیدی، 1385، 40). طبق آماری که در سایت اتحادیه‌ی بین‌المللی مخابرات پیرامون شکاف جنسیتی در سال 2013 بیان شده، مردان بیشتر از زنان از اینترنت استفاده می کنند، در سطح جهان، 37% از همه‌ی زنان در مقایسه با 41% از همه‌ی مردان آن‌لاین هستند. این مربوط به 3/1 میلیارد زن و 5/1 میلیارد مرد می‌شود. 826 میلیون زن در کشورهای در حال توسعه و 980 میلیون مرد در از اینترنت استفاده می‌کنند. این رقم در کشورهای توسعه یافته، 475 میلیون زن و 483 میلیون مرد است. شکاف جنسیتی در کشورهای در حال توسعه بارزتر است، زنان 16% کمتر از مردان از اینترنت استفاده می‌کنند، در مقایسه با کشورهای توسعه یافته که زنان تنها 2% کمتر از مردان هستند(سایت اتحادیه‌ی بین‌المللی مخابرات،2013). بنابراین دسترسی نداشتن به فن‌آوری اطلاعاتی و ارتباطی عاملی مهم برای گوشه نشینی زنان از روند کلی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورهایشان و جهان است‌ (هافکین و تاگارت،2001: 7).
در کشورهای در حال توسعه ای مثل ایران، میزان محرومیت از آموزش و تعلیم فناوری بیش‌تر است و در واقع پایین بودن سطح سواد و آموزش دیجیتالی، نبود منابع اقتصادی، هنجارهای فرهنگی- اجتماعی و نگرش سنتی، بیشتر زنان و دختران را از دنبال کردن شغل‌های غیر‌ سنتی و دسترسی به فناوری ارتباطات و اطلاعات باز می دارد (باستانی و میزبان، 1386: 47). بنابراین زنان بدون مشارکت همه سویه در به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات، کلید مشارکت در جامعه‌ی جهانی سده‌ی بیستویکم را از دست می‌دهند‌ (هافکین و تاگارت،2001: 7).
استفاده از‌ فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند به برابری زن و مرد و توانمند سازی آن ها منجر شود. اگر چنین است پس ضروری است تا زنان در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران اهمیت این تکنولوژی و استفاده از آن را درک کنند.
فناوری اطلاعات و ارتباطات، راه های متعددی را برای کسب و ارتقای مهارت های زنان فراهم می کند تا آنان قادر باشند مشارکت بیشتر و فعال تری در جامعه داشته باشند. به طور مثال فناوری اطلاعات و ارتباطات، امکان آموزش از راه دور را برای زنان فراهم می‌کند که یکی از مزایای آن انعطاف پذیری زمان های مطالعه است (قبادی، 1384: 75)، همچنین تأثیر تکنولوژی های جدید بر جنسیت به خصوص در حوزه های سیاسی و اقتصادی در زندگی زنان بسیار مهم است (هافکین و تاگارت،2001: 10)، البته زمانی که روابط اجتماعی قدرت عادلانه تر شود. تاثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات برتوسعه و تغییر، وابسته به روابط اجتماعی‌ اقتصادی گسترده تر هستند (وب، 2012: 13).
فناوری اطلاعات‌ و‌ ارتباطات باعث دسترسی زنان به اشتغال و حرفه‌ های جدید، مشارکت در یادگیری تعاملی و نوآوری های اطلاعات‌ و‌ ارتباطات راه دور می‌ شود. این تکنولوژی به زنان کمک می‌ کند که جایگاه خود را در فضای عمومی جامعه‌ی اطلاعاتی، ایجاد منابع، مشارکت در ایده‌ها پیدا کنند (نشریه نیوزلتر، 2011: 2) و باعث هر‌ چه توانمندتر شدن زنان در همه‌ی عرصه های زندگی می‌ شود. بنت با برداشت از نظر نارایان (2002)، توانمند شدن را ((افزایش امتیازها و توانایی های افراد و گروه های مخنلف، به منظور درگیر شدن، نفوذ یافتن در، و پاسخ گو کردن نهادهایی است که بر آنان تأثیرگذار است))، توصیف می‌کند (کبیر و همکاران، 1389: 155).
1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق
توجه به نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات موضوعی جهانی است، چرا که فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان عمده ترین محور تحول و توسعه‌ی هزاره‌ی سوم مطرح شده‌است. ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات در عرصه‌ی جهانی چنان تحول عظیمی را در پی داشته است که از آن به عنوان انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات نام برده می‌شود. در این میان کشورهای توسعه یافته و صنعتی با بهره گیری بیشتر از آن موفق شده اند از مزایای آن، بیشتر بهره مند شوند و این امر سبب ایجاد شکاف دیجیتالی بین کشورهای صنعتی و در حال توسعه شده است (قبادی، 1384: 68).
اگر توسعه‌ی کمی و چگونگی استفاده از اینترنت را به کلی از شاخص های مهم حرکت به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی بدانیم، شرایط متفاوت کشورهای مختلف و نیز افراد به عنوان یک شهروند در هر کشور سبب تشدید نابرابری های اجتماعی خواهد شد (سعیدی، 1385: 83).
فناوری اطلاعات و ارتباطات عامل پیش برنده‌ی ایجاد فرصت های تازه در فرازهای مختلف زندگی انسان ها، به ویژه افراد آسیب پذیر و محروم است، اما میزان دسترسی به اینترنت و هم چنین تعداد خبرگان علوم کامپیوتری به نحوی نابرابر در میان ملل کشورهای مختلف جهان وجود دارد. این امر مسئله‌ی غیر‌مترقبه‌ای نیست، زیرا در جهان امروز دسترسی به دانش اغلب محدود است. بر این اساس، علت اهمیت فوق العاده‌ی فناوری اطلاعات مشخص می‌گردد. در گزارشی که طی ماه می سال 2001 پس از اجلاس سران 8 کشور صنعتی جهان در اوکینای ژاپن انتشار یافت، اهمیت فناوری اطلاعات و ارتباطات بیان شد. این گزارش بیانگر این موضوع است که این فناوری‌ها اگر به درستی استفاده شود فرصت‌های فراوان را برای محدود ساختن نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی و نیز حمایت از ایجاد ثروتهای منطقه‌ای فراهم می‌آورد (‌اختر محققی، 1385: 85-86).
از آنجا که فناوری‌ها در توانمندسازی بشر مؤثر واقع می‌شوند، نقش این فناوری‌ها بر زنان بخصوص‌ در کشورهای در حال توسعه به عنوان یکی از اقشار در حاشیه مانده بسیار مورد توجه است. برای درک اهمیت فناوری‌ اطلاعات و ارتباطات و نقش آن در توانمندی‌زنان، آنچه در روز جهانی ارتباطات و جامعه‌ی اطلاعاتی سال 1391 بر آن تأکید شده است، ضرورت توجه جامعه‌ی جهانی به این موضوع را روشن می‌کند.
27 اردیبهشت هر سال در روز جهانی ارتباطات و جامعه‌ی اطلاعاتی محور‌ها و شعارهایی برای اجرای سیاست‌ها و توسعه‌ی اهداف ارتباطی در سطح جهان مطرح می‌شود که در (27/2/1391) نیز حمدون توره دبیر کل اتحادیه‌ی بین المللی ارتباطات راه دور، موضوع انتخابی امسال این اتحادیه را زنان و دختران در فناوری اطلاعاتی و ارتباطی عنوان کرد وگفت: این شعار تضمین آن است که زنان که نیمی از جامعه را تشکیل می‌دهند با رعایت تساوی پیشروی کنند. حمدون توره گفت: امسال ما در روز جهانی ارتباطات و جامعه‌ی اطلاعاتی مصمم به بهره‌برداری از قابلیت کامل فناوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی در جهت تأمین منافع زنان و دختران از طریق حذف نابرابری‌های جنسیتی و توانمند سازی آن‌ها برای تحقق اهداف و آمال‌شان هستیم. وی بیان کرد زنان اساس جامعه ی ما هستند (بخشی پور،1391: 19). آنان پایه‌های قدرت هر خانواده و هر جامعه را تشکیل می‌دهند. با این حال‌، هنوز نابرابری‌ها در حق زنان برقرار است و از دسترسی به بهداشت و تحصیلات اولیه و فرصت‌های برابر شغلی محروم‌اند‌؛ در تصمیم‌گیری‌های اقتصادی‌، سیاسی و اجتماعی با نابرابری روبرو می‌شوند و اغلب از خشونت و تبعیض رنج می‌برند. این وضعیت قابل قبول نیست و ما باید با همه‌ی ابزارهایی که در اختیار داریم به رفع این نابرابری‌ها بپردازیم. برابری جنسیتی یا همان برابری زنان و مردان ، یک حق پایه انسانی‌ست که در منشور سازمان ملل متحد به آن ارج نهاده شده و یکی از اهداف اصلی توسعه هزاره سوم این سازمان محسوب می‌گردد‌. فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی ابزارهایی هستند که می‌توان از آن‌ها برای تسریع پیشرفت به سوی نیل به این مقصود بهره گرفت (خبرگزاری فارس، 1391).
به همین علت است که شورای اتحادیه‌ی بین‌المللی مخابرات پیشنهاد کرد که ما با استفاده از قدرت فناوری اطلاعات و ارتباطات، تلاش‌های خود را در این سال بر تأمین فرصت‌های جدید دیجیتال برای خاتمه دادن به تبعیض و توانمند‌سازی زنان و دختران در دستیابی به جایگاه به حق و برابر خود معطوف میکنیم (‌بخشی پور، 1391: 19).
بنا‌براین می‌توان گفت، فناوری اطلاعات و ارتباطات به خودی خود فرصتی استثنایی را برای دختران و زنان فراهم می‌کند. لازمه‌ی استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی، دانش می‌باشد که با کسب آن و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات سواد مضاعفی را به دنبال می‌آورد ‌(تاندون و همکاران، 2009: 9).
زنان به این وسیله می‌توانند، شغل ها و حرفه هایی را برای خود دست و پا کنند که هم از لحاظ اقتصادی و هم از لحاظ برخورداری از یک محیط کاری خیلی پیش‌رو و تأثیرگذار رضایت‌بخش باشد. بنابراین یکی از اهداف توانمندی ‌زنان یعنی افزایش توانمندی اقتصادی و اجتماعی آنان، با از بین بردن شکاف دیجیتالی امکان پذیر می‌گردد. هم‌چنین باید توجه کرد آشنایی زنان جامعه با تکنولوژی روز و به تبع آن افزایش آگاهی‌شان، موجب می‌شود، اطلاعات و ارتباطات لازم را با دیگر جوامع بشری و مردم دنیا برقرار کنند. زنان اطلاعات لازم را خارج از هر سانسوری، همانند دیگر افراد جامعه در اختیار دارند. با این حال این پتانسیل برای توانمندی زنان، متکی به دسترسی و استفاده‌ی واقعی از تکنولوژی است که اولین گام ضروری در مسئله‌ی شکاف دیجیتالی می‌باشد. پس هر راهکاری که بتواند فاصله‌ی دسترسی به اطلاعات را بین زنان کاهش دهد از دید جهانی ارزشمند است.
پژوهش ها در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که مردم ایران، تحت تاثیر تغییرات حاصل از جهانی‌شدن بوده‌اند (بهکیش، 1381). همچنین تحقیقات انجام شده در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات نشان می‌دهند، نفوذ رسانه‌های مدرنی همچون تلفن همراه، ماهواره و اینترنت در ایران به سرعت گسترش یافته است (خواجه‌نوری، 1385). در همین راستا، تحقیقات خواجه نوری نشان می‌دهد شهر شیراز به شدت تحت تاثیر جهانی شدن است که یکی از مولفه‌های اصلی آن گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد (خواجه‌نوری، 1385). بر اساس آمار، شهر شیراز، از نظر میزان ضریب نفوذ اینترنت جزء پنج شهر اول کشور است (ایستنا، 1392). مسلما، با توجه به محدودیت‌های شهری، امکانات دیجیتال و به تبع آن امکان دسترسی افراد به این امکانات در تمامی سطوح شهر به صورت یکسانی وجود ندارد. بر این اساس، شکاف دیجیتال در مناطق 9 گانه‌ی شهر شیراز، می‌تواند عامل ایجاد فاصله بین افراد از حیث دسترسی یا عدم دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد. با توجه به اهمیت شکاف دیجیتالی و نقشی که می‌تواند در توانمندی زنان شهر شیراز ایفا نماید، این تحقیق به بررسی رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان در مناطق 9 گانه‌ی شهر شیراز می پردازد.
1-4-اهداف تحقیق
در تحقیق حاضر به بررسی رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان شیراز می‌پردازیم، اهداف تحقیق به شرح زیر خواهد بود:1-4-1-‌هدف اصلیافزایش سواد کامپیوتری، استفاده از تبادل داده‌های الکترونیکی، فعالیت‌های فناورانه هوشمند، استفاده از از اطلاعات ( علیدوستی، 1388: 276-275)، مواردی هستند که با هرچه کمتر شدن شکاف دیجیتالی موجب توانمندشدن زنان در عرصه های فردی و اجتماعی می‌شوند، بدین صورت یکی از اهداف اصلی این تحقیق بررسی این رابطه می‌باشد.
1-4-2- اهداف فرعی
شناسایی رابطه‌ی بین شکاف فناوری و توانمندی زنان شهر شیراز.
شناسایی رابطه‌ی بین شکاف سواد اطلاعاتی و توانمندی زنان شهر شیراز.
شناسایی رابطه‌ی بین شکاف دسترسی و توانمندی زنان شهر شیراز.
شناسایی رابطه‌ی بین عوامل اجتماعی و توانمندی زنان شهر شیراز.
1-4-3- تعاریف شکاف دیجیتالی، توانمندی زنان و فناوری اطلاعات و ارتباطاتالف: شکاف دیجیتالینخستین بار واژه‌ی شکاف دیجیتالی از لاری‌ایروینگ (یکی از کارمندان ارشد دولت ایالت متحده امریکا)، گرفته شد، مقصود وی از این واژه اشاره‌ای بود میان افرادی که از سخت افزار و نرم افزار تکنولوژی در خانواده‌ها بهره‌مند بوده و انبوهی از اشخاصی که توان خریداری این ابزار را نداشتند (دراگولنسکو، 2002: 139).
در مورد معنای اصطلاح شکاف دیجیتالی هنوز اختلاف نظر وجود دارد. شکاف دیجیتالی اصطلاحی است که برای بیان نابرابری‌های توزیع جهانی در زمینه‌ی دسترسی به تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات استفاده می شود (‌مجله‌ی صنایع پلاستیک، 1390: 89). شکاف دیجیتالی فاصله‌ی بین افرادی است که به وسیله‌ی اینترنت دارای مزایا هستند و کسانی که از مزایای اینترنت محرومند ( راجرز، 2001: 96).
شکاف دیجیتالی در معنای گسترده، فاصله ی موجود بین کسانی که به فناوری‌های نوین‌ (تلفن، کامپیوتر، دسترسی به اینترنت) و خدمات مرتبط با آن دسترسی دارند و کسانی که این دسترسی را ندارند می باشد (متیک، 2006: 29).
شکاف دیجیتالی توصیف الگوی دسترسی نابرابر به فناوری اطلاعات بر اساس درآمد، نژاد، قومیت، جنسیت، سن و جغرافیا از اواسط دهه‌ی 1990 می باشد (موسبرگر و همکاران، 2003: 1).
از نظر سازمان همکاری اقتصاد و توسعه، شکاف دیجیتالی بیان کننده‌ی شکاف بین افراد، خانواده، تجار و مناطق جغرافیایی در سطوح مختلف اقتصادی و اجتماعی است و زمینه‌ی فرصت‌های آنها برای دسترسی به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی و استفاده‌ی آن‌ها از اینترنت برای فعالیت‌های بسیار متنوع است‌ (سازمان همکاری اقتصاد و توسعه، 2001).
ب: توانمندی زنان
واژه‌ی توانمندی در بافت‌های متفاوت و نهادهای مختلف به کار رفته است. مثلاً ادبیات مربوط به این واژه در عرصه‌های آموزش، مددکاری اجتماعی و روان شناسی، در سیاست های رادیکال دهه ی 1960 امریکا و گروه‌های توسعه‌گرای جوامع شمال و جنوب، همچنین در نهادهای فمینیستی رو به توسعه کاربرد داشته است. با توجه به کاربرد گسترده‌ی این واژه دریافت‌های متفاوتی از آن وجود دارد (کبیر و همکاران، 1388: 111).
توانمند‌سازی یعنی اینکه مردم باید به سطحی از توسعه‌ی فردی دست یابند که به آن‌ها امکان انتخاب بر اساس خواست‌های خود را بدهد (‌شادی طلب، 1381: 54). هم‌چنین توانمند سازی را اصطلاحی برای توصیف هموار کردن راه خود یا دیگران برای تلاش در جهت دست یابی به اهداف شخصی تعریف کرده‌اند (‌ابوت و والاس، 1380: 311). فرخی توانمندی را مراحل مختلفی که یک زن طی آن از نیازها و خواسته های درونی خود آگاه و انگیزه و جرأت دستیابی به هدف مورد نظر را در خود تقویت و به همراه آن توانایی و شایستگی لازم برای عملی ساختن آن را در خود ایجاد کند تعریف کرده است (‌فرخی، 1376: 76). بنابراین می‌توان توانمندی را به عنوان یک فرایند در نظر گرفت.
ج: فناوری اطلاعات و ارتباطات
اصطلاح فناوری اطلاعات و ارتباطات به فناوری‌های مبتنی بر کامپیوتر و اینترنت، با هدف ارائه اطلاعات و خدمات ارتباطی به گروهی از کاربران اشاره دارد (محمدی و بدرقه، 2011: 458).
فناوری اطلاعات و ارتباطات، فناوری یا فنونی است که توسط آن فنون، عناصر اطلاعات یا داده‌های خام که دارای معانی یا مفهوم قابل درک نیستند در فرایند تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پس از آن که دارای معانی قابل درک شده و به اطلاعات تبدیل شدند امکان انتقال آن ها توسط سیستم های الکترونیک به مبادی مصرف را به وجود خواهد آورد (شهرتی فر، 2008: 65).
فصل دوم ادبیات تحقیق2-1-مقدمهیکی از بخش‌های مهم تحقیق، بخش مربوط به پیشینه و ادبیات تحقیق است. زیرا سرچشمه‌ی علوم را می‌توان در پیشینه‌ی آن‌ها جست‌و‌جو کرد (دمپی‌، 1:2006). مطالعه‌ی منابع به محقق کمک می‌کند تا دید عمیق‌تری نسبت به موضوع تحقیق پیدا کند و فرضیات را با دقت بیشتری به کار برد (دلاور، 1375: 182).
در این فصل، برای بررسی سابقه‌ی تحقیقات داخلی و خارجی از بررسی های کتابخانه ای و جست و جوهای اینترنتی استفاده شده است. جست و جوهای منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی داخلی نشان داد که تا کنون تحقیقی در مورد شکاف دیجیتالی و توانمندی زنان انجام نشده است.
2-2-تحقیقات داخلی
– ساعی‌ارسی و ولی‌پور (1391)، پژوهشی را با عنوان “شناسایی عوامل مؤثر بر توانمند سازی زنان جهت مشارکت در توسعه اجتماعی” انجام دادند. تعداد 384 نفر از زنان توانمند استان لرستان به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. نقش چند عامل اساسی از جمله عوامل فردی و ویژگی‌های شخصی زنان، عوامل اجتماعی- فرهنگی، عوامل سیاسی- اداری، عوامل اقتصادی، عوامل فناوری و عوامل رقابتی بر توانمند سازی زنان مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج نشان داد در بین عوامل فردی و ویژگی‌های شخصی زنان، میزان تحصیلات؛ در مورد عوامل اجتماعی- فرهنگی، غلبه بر تفکرهای سنتی رایج در مورد زنان؛ در رابطه با عامل سیاسی اداری، نقش سیاست‌های حمایتی دولت از زنان؛ درباره‌ی عامل اقتصادی، اشتغال زنان؛ در مورد عوامل فناوری، خود فناوری و درباره‌ی عامل رقابتی، ایجاد تفکر کارافرینی نقش مهم و اساسی در توانمند سازی زنان استان لرستان داشته است.
– خانی و همکاران (1391) ، پژوهشی را با عنوان “ارائه‌ی الگوی توانمند سازی زنان روستایی استفاده کننده از فناوری اطلاعات و ارتباطات” انجام دادند. این پژوهش با رویکردی تبیینی- تحلیلی در روستاهای بخش مرکزی شهرستان لاهیجان انجام شد. هدف پژوهش، ارائه‌ی الگویی برای توانمند سازی زنان روستایی، با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است. در گردآوری داده ها از روش کتابخانه‌ای- میدانی و پرسشنامه استفاده شده‌است. طبق تحلیل‌های انجام‌شده فناوری تأثیر بسیاری بر رفاه افراد داشته و ضریب تأثیرگذاری آن، برابر با 471/. بوده است. تأثیر فناوری بر آگاهی با ضریب تأثیرگذاری 431/. بیشترین تأثیر را بر ارتقای آگاهی زنان روستایی داشته است. تأثیر فناوری بر مشارکت زنان با ضریب 264/.مشاهده شد. در تحلیل آخر فناوری ابتدا بیش‌ترین تأثیر را برمشارکت با ضریب 255/. و سپس بر مرحله کنترل با ضریب 236/. داشته است. بنابر تحلیل های انجام شده، فناوری اطلاعات و ارتباطات، قابلیت ارتقای آگاهی و تواناسازی را ذیل مراحل توانمندسازی از قبیل مرحله‌ی رفاه، آگاهی، مشارکت و کنترل داراست.
– فرجی سبکبار و همکاران (1391)، پژوهشی را با عنوان “بررسی سازوکار تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر توانمندی زنان روستایی بر مبنای مدل تحلیل پوششی داده‌ها”،انجام دادند. این پژوهش با هدف بررسی تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات بر افزایش کارایی و توانمندی زنان روستایی، با استفاده از مدل تحلیل پوششی داده‌ها بوده، که به بررسی ساز و کار تأثیرگذاری فناوری اطلاعات و ارتباطات بر کارایی و توانمند سازی زنان روستایی در روستای قرن آباد گلستان پرداخته است. در این مطالعه با استفاده از روش پیمایشی، تعداد 38 نفر کاربر فناوری و 25 نفر غیر کاربر به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه‌ای انتخاب شدند. زنان کاربر فناوری اطلاعات از نظر سطح کاربری به هفت سطح طبقه ‌بندی شدند، به نحوی که میزان استفاده از فناوری به ترتیب از سطح یک تا هفت افزایش می‌یافت. بر اساس نتایج به دست‌آمده میزان شاخص کارایی زنان روستایی در سطوح ابتدایی کاربری فناوری، دارای وضعیت بهتری نسبت به سطوح بالاتر بودند. نتایج این پژوهش همچنین ضمن تأیید نظریه‌ی شکاف دیجیتالی، تأثیرات مثبت فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی را بر توانمند سازی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و روانی و افزایش کارایی زنان روستایی نشان دادند.
– عیسی زاده و چراغی (1390)، مطالعه‌ای با عنوان “علل شکاف دیجیتالی و درآمدی” انجام دادند. هدف این مقاله بررسی علیت شکاف دیجیتالی و شکاف در‌امدی بین کشورها بود. برای این منظور از اطلاعات ضریب جینی به عنوان شاخص نابرابری درآمد و از شاخص فرصت دیجیتالی برای میزان شکاف دیجیتالی دوره‌ی زمانی برای 14 کشور توسعه یافته و 14 کشور درحال توسعه استخراج شد. نتایج نشان داد که اولاً رابطه‌ی شکاف دیجیتالی و شکاف درآمدی دو سویه است، ثانیاً در کشورهای با سطح پایین نابرابری درآمد با افزایش شکاف درآمدی فرصت دیجیتالی بیشتر می‌شود و با افزایش فرصت دیجیتالی شکاف درآمدی بیشتر می‌شود. درحالی که در کشورهای باسطح بالای نابرابری درآمد، با افزایش شکاف درآمدی فرصت دیجیتالی کمتر می‌شود و با افزایش فرصت دیجیتالی شکاف درآمدی کمتر می‌شود.
– “بررسی نقش اینترنت در ارتقای جایگاه زنان”، پژوهشی است که توسط مجیدی قهرودی و آذری (1389) انجام گرفت. هدف از این مطالعه بررسی نقش اینترنت به عنوان یک رسانه‌ی نوین ارتباطی در ارتقای جایگاه زنان بود که به روش پیمایشی انجام شد. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه جمع‌آوری شد و در این پژوهش اینترنت به عنوان متغیر مستقل و مؤلفه‌های: حس استقلال و اعتماد به نفس زنان، انعکاس رویدادهای زندگی، تعاملات زنان، کاهش انزوای اجتماعی، مشارکت اجتماعی، تغییر باورها و اندیشه‌های سنتی زنان، آگاهی زنان از حقوق اجتماعی خود، افزایش سطح آگاهی، ایجاد فضای عمومی، تحرک اجتماعی و عضویت زنان در جامعه‌ی اطلاعاتی جهت سنجش ارتقای جایگاه زنان، به عنوان متغیرهای وابسته بررسی گردیدند. یافته‌ها نشان دادند که، اینترنت امکان حضور زنان را بدون محدودیت زمانی و مکانی فراهم می‌کند و باعث می‌شود حس استقلال و اعتماد به نفس آنان بالا رود. زنان باحضور در فضای مجازی، جنبه های شخصی و رویدادهای زندگی خود را منعکس می‌کنند و این باعث کاهش انزوای اجتماعی و تعاملات زنان با عقاید مشابه هم می‌شود. زنان با حضور در اینترنت، سطح دانش و آگاهی خود را بالا می‌برند و خود را عضوی از جامعه‌ی اطلاعاتی می دانند. آنان با استفاده از فرصت هایی که اینترنت برایشان فراهم می‌کند و با ایجاد تحرک اجتماعی، و تغییر عقاید و اندیشه‌های سنتی می‌توانند حضور و مشارکت خود را در جامعه افزایش دهند و در نتیجه نقش و جایگاه واقعی خود را در جامعه تثبیت کنند.
– افشار کهن و زمانی (1388) پژوهشی با عنوان “جوانان و شکاف دیجیتالی” انجام دادند. روش انجام این پژوهش، پیمایشی و جامعه‌ی آماری جوانان شهر همدان بود. یافته‌های این پژوهش نشان داده است که میان فقدان سواد اطلاعاتی، فقدان سواد رایانه‌ای و فقدان مهارت در استفاده از اینترنت و ایجاد شکاف دیجیتالی در جوانان رابطه وجود دارد. نتایج همچنین نشان داد میان پایگاه اقتصادی- اجتماعی والدین و ایجاد شکاف دیجیتالی نیز رابطه‌ی معنی داری وجود داشته است. سطح تحصیلات جوانان در دستیابی آنان به اینترنت مؤثر بوده و رابطه‌ی معناداری نیز میان سطح تحصیلات افراد و ایجاد شکاف دیجیتالی دیده شد.
– حمیدی و یاراحمدی (1388)، پژوهشی با عنوان “کاربرد فناوری اطلاعات در توانمند سازی شغلی کارکنان کتابخانه‌ی منطقه 5 دانشگاه آزاد اسلامی”، انجام دادند. هدف پژوهش آگاهی از دیدگاه کارمندان کتابخانه‌های منطقه‌ی 5 دانشگاه آزاد اسلامی بروجرد در مورد نقش فناوری‌های اطلاعاتی در عملکرد شغلی آن‌ها و نشان دادن اهمیت و جایگاه تأثیرگذار فناوری بر پیشرفت کاری و توانمندسازی آن ها بوده است. نمونه‌ی این پژوهش 65 پاسخگو، شامل کلیه‌ی نیروهای شاغل اعم از مدیران، کارشناسان و کارمندان بوده است. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه بود. شاخص‌های مختلف توانمند سازی سازمانی مانند بهبود عملکرد، استقلال و آزادی کاری، افزایش مسئولیت، رضایت‌مندی شغلی، مسئولیت پذیری و خودکنترلی و در نهایت توسعه و پیشرفت حرفه‌ای، مؤلفه‌هایی بودند که در شکل فرضیه‌ی پژوهش مطرح شدند. فرضیه پژوهش استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و بهبود عملکرد کارکنان کتابخانه‌های منطقه 5 دانشگاه آزاد اسلامی بود. یافته‌ها نشان داد که کتابخانه‌های منطقه‌ی 5 از حداقل 5-1 نفر نیرو بهره مند بوده است. (64.6 درصد) آن‌ها در رشته‌ی کتابداری تحصیل کرده اند. در (69.2 درصد) موارد، در هر کتابخانه یک رایانه برای هر کارمند موجود بوده است. از نرم افزارهای صفحه گسترده و اینترنت نزدیک به 25% جامعه‌ی پژوهش بهره گرفته اند. ولی از نرم افزارهای کاربردی و شبکه‌های کامپیوتری بیش از 50% استفاده شده است.
– “شکاف جنسیتی در کاربرد کامپیوتر و اینترنت”، پژوهشی است که توسط باستانی و میزبان (1386) انجام گرفته است. این پژوهش شکاف میان زنان و مردان را از نظر میزان، شیوع، و نوع استفاده از کامپیوتر و اینترنت مورد بررسی قرار دادند، این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و گردآوری اطلاعات با پرسش نامه انجام شد و جامعه‌ی آماری آن را دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاههای دولتی تهران در پایه‌ی کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته های علوم فنی و مهندسی، علوم انسانی، علوم پایه و هنر تشکیل میدادند. بر اساس یافته‌های پژوهش، جنسیت بر میزان استفاده از اینترنت تأثیرگذار بود و دانشجویان پسر زمان بیشتری را صرف استفاده از کامپیوتر و اینترنت می‌کنند. نوع استفاده از اینترنت نیز بین دختران و پسران دانشجو متفاوت بود؛ دختران دریافت و ارسال پست الکترونیکی، خرید کالا، و سرگرمی را ترجیح می‌دادند و پسران از اینترنت به منظور جست و جوی اطلاعات و دریافت خبر استفاده می‌کنند.
– محمدی (1386)، پژوهشی با عنوان “عوامل اقتصادي، اجتماعي و جمعيتي مؤثر بر توانمندي زنان سرپرست خانوار تحت پوشش بهزيستي استان كرمانشاه” را انجام داده است. این پژوهش در بین 340 نفر از زنان سرپرست خانوار 15 سال به بالا انجام گرفت. نتایج نشان داد از بین تمامی متغیرهای تأثیرگذار بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار، بیش‌ترین تأثیر را متغیرهای وضعیت سلامت، وضعیت تحصیلات، سن فعلی، تعداد کل فرزندان و بعد خانوار بر میزان توانمندی زنان سرپرست خانوار داشته است.
– افشاری و رمضانی (1385)، پژوهشی را با عنوان “تأثیر فناوری اطلاعات بر اشتغال زنان”، انجام داد‌ند. در این پژوهش اثر فناوری به ویژه فناوری اطلاعات بر اشتغال زنان با به کارگیری داده‌های مقطعی بین کشوری بررسی شد. سپس دو گروه از کشورها، ایران (کاربران پویا و واپسین ها) با کشورهای دیگر (رهبران و رهبران بالقوه) مقایسه شدند. متغیرهای مستقل آزمون نوآوری در فن‌آوری، نوآوری‌های تازه (فناوری‌های اطلاعات)، نوآوری‌های پیشین و مهارت‌های انسانی، و متغیرهای وابسته‌ی آزمون نیز نرخ فعالیت‌های اقتصادی، درآمد و افزایش توانمندی زنان بوده اند. داده‌های پژوهش از آمارهای آمده در گزارش توسعه‌ی انسانی 2001 گرد آمده است. یافته‌ها نشان داد که فناوری اطلاعات تأثیری معنادار بر نرخ فعالیت اقتصادی زنان نداشته است، اما تأثیر آن بر میزان درآمد و افزایش توانمندی آنان مؤثر بوده است؛ با این تفاوت که تأثیر فناوری اطلاعات بر درآمد زنان در کوتاه مدت مثبت بوده و سپس با گذشت زمان کاهش یافته است.
– قبادی (1384)، “اثر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نابرابری جنسیتی” را مورد بررسی قرار داد. این مقاله با استفاده از داده‌های پانلی مستخرج از پایگاه آماری بانک جهانی، سعی در بررسی اثر سه شاخص فناوری اطلاعات و ارتباطات در رفع نابرابری جنسیتی شامل: نابرابری جنسیتی در کار و نابرابری جنسیتی در تحصیل داشت. نتایج، حاکی از رابطه‌ی مثبت و معنی دار بین شاخص‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات و برابری جنسیتی در اغلب موارد بوده است.
کتابی و همکاران (1382)، “توانمند سازی زنان برای مشارکت در توسعه” را مورد مطالعه قرار دادند. این پژوهش درباره‌ی 380 زن 20 تا 50 ساله‌ی ساکن در مناطق ده گانه‌ی شهر اصفهان بود. یافته‌های پژوهش نشان داد عواملی چون افزایش سطح تحصیلات، دسترسی به منابع مالی، بهبود وضع سلامت، برخورداری از حق مالکیت قانونی، رفع تبعیض از بازار کار و حذف باورهای سنتی عوامل مؤثری در توانمندسازی زنان بوده اند.
2-3-تحقیقات خارجی

– پژوهشی با عنوان “پرکردن شکاف دیجیتالی: افزایش سرمایه‌ی اجتماعی و توانمند سازی”، توسط چورلسن (2012)، انجام شد. هدف این پژوهش بررسی برآیندها و به طور کلی فرایند تولید رسانه ای و متمرکز بر روی رسانه‌های جدید و تولید رسانه‌ای بوده است. چورلسن این پژوهش را در سال 2011 به عنوان جزئی از یک برنامه‌ی علمی که در دانشگاه کاتولیک استرالیا انجام شد و هدفش شکستن چرخه‌ی فقر، نابرابری اجتماعی، محرومیت گروه‌های حاشیه‌ای بود، انجام‌ داد و در آن برآیندهای مثبت که در نتیجه‌ی روابط فردی قدرت ظاهر می‌گشت مورد بررسی قرار‌ گرفت. نتیجه‌ی آنچه چورلسن انجام داد این بود که تولید رسانه‌ای جدید و نقش‌های قابل تغییری که در زندگی دارد به پر‌کردن شکاف دیجیتالی بین دانشجویان کمک کرده است.
– هیلبرت (2011)، پژوهشی را با عنوان “آیا شکاف دیجیتالی جنسیتی ‌و فناوری‌ زنان را در کشورهای درحال توسعه قدرتمند می‌کند؟”، انجام داد. در اين مطالعه داده‌هاي مرتبط با 12 کشور آمریکای لاتین و 13 کشور افریقایی از سال 2005 تا 2008 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است هدف از این پژوهش، بحث پیرامون دسترسی زنان به و استفاده از آگاهی دیجیتالی و فناوری ارتباطات در کشورهای در حال توسعه بود. نتایج تحقیق نشان دادندکه دسترسی و استفاده‌ی کمتر زنان از این‌ فناوری‌ها به طور مستقیم از شرایط نامساعد آن‌ها با توجه به اشتغال، آموزش و درآمد ناشی می‌شده است. زمانی که این متغیرها کنترل شود زنان به کاربران فعال ابزارهای دیجیتالی در مقایسه با مردان تبدیل می شوند.
– “دولت الکترونیک و شکاف دیجیتالی جنسیت”، عنوان پژوهشی است که توسط ابوشنب و الربابه (2010)، انجام گرفت. هدف از این تحقیق بررسی تجربه‌ی ادغام مسائل برابری جنسی با پروژه‌ی دولت الکترونیکی در همه‌ی جهان، و توجیه معرفی نیاز زنان فقیر برای دسترسی به اطلاعات و خدمات دولت الکترونیک بود. این پژوهش در اردن صورت گرفت و ابتکارات بسیاری را که در ارتباط با زنان و توسعه و حمایت مناطق روستایی به کار برده شده بود را بررسی کرد. این مطالعه 50 زن را که از حمایت این ابتکارات در اردن برخوردار بودند را مورد مصاحبه قرار داد. نتایج نشان داد که پروژه‌ی دولت الکترونیک در اردن برای سطح مورد نیاز خدمات به سمت کمک در پر کردن شکاف دیجیتالی و کمک به زنان فقیر برای بهبود زندگی آنان در دسترس نبوده است.
– پژوهشی با عنوان “شکاف دیجیتالی: تفاوت در استفاده از اینترنت و تلفن همراه در بین زنان مراجعه کننده به درمانگاه شهری عفونت‌های مقاربتی” توسط سامال و همکاران (2009) انجام شد. این مطالعه یک پژوهش مقطعی از 200 زن انگلیسی زبان بود که به کلینیک بیماری مقاربت جنسی شهر بالتیمور، با شکایت از این بیماری مراجعه کرده بودند. شرکت کنندگان یک نظر سنجی خود مدیریتی را در مورد استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و ویژگی‌های جمعیت شناختی کامل کردند. محققان سه سؤال جداگانه در مورد علاقه به دریافت توصیه‌های بهداشتی ارائه شده از اینترنت، تلفن همراه و پیام کوتاه را مورد پرسش قرار دادند. ‌سن متوسط پاسخگویان 27 سال بود. 87% آمریکایی آفریقایی تبار بودند و 71% دیپلم متوسطه داشتند. نرخ هرگونه استفاده از اینترنت 80%، گرایش به استفاده‌ی روزانه 16% و 22% استفاده‌ی کمتر گزارش شد. تقریباً همه‌ی پاسخگویان (93%)، استفاده از تلفن همراه و 73% پیام کوتاه را گزارش دادند. پذیرش توصیه های بهداشتی توسط هر یک از سه روش 60% بود. در تجزیه و تحلیل چند متغیره، تحصیلات بالاتر و سن جوانتر با استفاده از اینترنت، پیام کوتاه و استفاده از تلفن همراه مرتبط بود. همه‌ی نرخ‌های استفاده از اینترنت بالا گزارش شد، اما تفاوت در تحصیلات در استفاده از اینترنت مشاهده شد. استفاده از تلفن همراه در این نمونه عمومیت داشت و هر سه روش به یک اندازه شکل قابل پذیرشی از ارتباط با سلامت را داشتند.
– پارک(2009) مطالعه ای تحت عنوان “استفاده‌ی زیاد از اینترنت و رابطه‌اش با در معرض مطالب منفی قرار گرفتن: آیا شکاف جنسیتی در بین نوجوانان و بزرگسالان متفاوت است؟” انجام دادند. این مطالعه با هدف بررسی رفتار متنوع آن‌لاین بزرگسالان و نوجوانان، به خصوص تراکم در استفاده‌ی متفاوت از اینترنت و در معرض مطالب منفی بودن انجام شد. ‌این مطالعه در سئول کره‌ی جنوبی بوده است. نتایج نشان داد، استفاده کنندگانی که به طور متنوعی از خدمات آن‌لاین استفاده کرده اند، کمتر در معرض مطالب منفی بودند. هم چنین شکاف جنسیتی در نسل جوان‌تر کم‌تر بوده، اما هنوز هم در ابعاد مختلف و در برخی از روش ها زیاد بوده است. نسل جوان تر از اینترنت به طور متمرکز‌تری استفاده می‌کردند و در معرض محتوای منفی بیشتری قرار داشتند. رابطه‌ی بین دامنه‌ی استفاده از اینترنت، قرار گرفتن در معرض محتوای منفی و جنسیت معنادار بود.
– جکسون و همکاران (2008) مطالعه‌ای تحت عنوان‌ “نژاد، جنسیت و استفاده از فناوری اطلاعات” انجام دادند. این تحقیق تفاوت‌های جنسی و نژادی را در شدت و ماهیت استفاده‌ی فناوری‌های اطلاعاتی و اینکه آیا استفاده‌ی از این فناوری‌ها عملکرد دانشگاهی را پیش بینی می‌کند، مورد بررسی قرار دادند. نمونه مورد بررسی 515 کودک (172 آمریکایی آفریقایی تبار و 343 آمریکایی قفقازی)، با میانگین سنی 12 سال بوده‌است. یافته‌ها نشان داد که نژاد و جنسیت، در شدت استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی تفاوت ایجاد کرده است. مردان آفریقایی آمریکایی تمایل کمتری در استفاده از کامپیوتر و اینترنت، و زنان آمریکایی آفریقایی بیشترین تمایل را در به کاربردن کامپیوتر داشتند. مردان بدون در نظر گرفتن نژاد، بیش‌ترین تمایل را به استفاده از بازی‌های ویدئویی داشتند و زنان بدون در نظر گرفتن نژاد، متمایل‌ترین افراد برای به کاربردن تلفن همراه بودند. استفاده از این فناوری‌ها عملکرد تحصیلی کودکان را پیش‌بینی میکرده است. طول مدت زمان استفاده از کامپیوتر و اینترنت، پیش‌بینی کننده‌ی مثبتی در عملکرد تحصیلی بود، در حالی که زمان صرف شده برای بازی‌های ویدئویی پیش‌بینی کننده‌ی منفی بوده است.
– لییه (2007) پژوهشی با عنوان “رسانه‌های گروهی، فرهنگ و جامعه” انجام داد که در آن ماهیت زنان جوان مصرف کننده از اینترنت در روستای فنلاند و برزیل مقایسه شد. در پژوهش مذکور ویژگی‌های استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بین زنان روستایی در دو کشور، در سال‌های 2000 تا 2005 بررسی شد. این پژوهش با هدف شناسایی ماهیت استفاده از اینترنت و ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو کشور کاملاً ناهمگون به لحاظ فرهنگی انجام شد. بر اساس یافته‌های بررسی در روستای کشور فنلاند، دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات بسیار گسترده‌تر بود، در مقابل در روستاهای کشور برزیل، وابستگی به ابزار مذکور وابستگی بسیار زیادی به سطح اقتصادی و درآمد روستاییان، و در مجموع، وضعیت رفاهی منطقه داشته است. همچنین نگرش‌ها درباره‌ی استفاده



قیمت: 10000 تومان